پخش زنده
امروز: -
معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی با بیان اینکه تنگه هرمز، ابزار راهبردی و عامل تعیین سرنوشت مردم ایران است، گفت: آمریکا به علت شکست در نبرد با ایران، در پی تسلط بر این تنگه است تا یکی از مهمترین اهرم های فشار ایران را بگیرد درحالی که نیروهای مسلح ما به خوبی از آن صیانت خواهند کرد. .

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، آقای علی باقری کنی در برنامه گفتگوی ویژه خبری به تحلیل و بررسی شرایط میدان، موضوع دیلپماسی و تبیین پیامهای اخیر رهبر معظم انقلاب پرداخت و به پرسشها در این باره پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سوال: امشب در گفتگوی تحلیلی به بررسی شرایط میدان به ویژه آنچه که در جنوب کشور در تنگه هرمز در حال سپری شدن است و موضوع دیپلماسی و البته تبیین به ویژه پیامهای اخیر رهبر معظم انقلاب را خواهیم داشت. آقای دکتر با تبیین و تحلیل پیامهای اخیر رهبر معظم انقلاب آغاز کنیم به ویژه سه پیام اخیری که بعد از مراسم باشکوه تشییع در ایران به عراق صادر فرمودند که هم مخاطب آن مردم ایران بودند و هم پیام جداگانهای که برای مردم عراق صادر فرمودند و وجه مشترک پیامها و آنچه که برجسته بود در این پیامها به نظر شما چه بود و فکر میکنید با چه راهبردی این پیامها صادر شد؟
باقری کنی: دو پیام اخیر مقام معظم رهبری محوریتش با آیین تشییع و بدرقه و تدفین رهبر شهید انقلاب اسلامی بود که واقعاً جا دارد از اینجا تشکر و قدردانی کرد از حماسهای که مردم ایران و همینطور مردم عراق آفریدند در بدرقه به یاد ماندنی و بینظیر رهبر شهید انقلاب اسلامی به نظر من اتفاقی که در عراق افتاد یک امر بسیار مهم بود در شرایطی که دشمنان ما به ویژه آمریکاییها در طول چند سال گذشته تلاش خیلی جدی میکند که ما را به اصطلاح منزوی در دنیا نشان بدهند و اینکه جمهوری اسلامی ایران و مردم ایران هیچ جایگاهی در مناسبات بینالمللی ندارند این اتفاقی که به واسطه حضور پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی در دو شهر نجف و کربلا در عراق رخ داد به نظر من دارای پیامهای بسیار جدی و امیدبخش است برای ملت ایران، مردم مسلمان منطقه و همینطور جریان مقاومت و آزادگان جهان و واقعاً یک پیام یاس و ناامیدی و سرشکستگی برای دشمنان ایران اسلامی و ملت ایران بود، اتفاقی که برای پیکر حضرت آقا افتاد به نظرم خیلی قابل تحلیل است که، چون بحث ما الان نیست من نمیخواهم الان من به آن بپردازم ولی به نظرم این سوال مطرح است که کدام یک از رؤسای جمهوری آمریکا که مدعی ابرقدرتی دنیا است و همه اهرمها و ابزارهای قدرت در دنیا در اختیارش است کدام یکی آنها مدعی است که حضور پیدا کند.
در کشوری از جمله همین عراق را ببیند چه اتفاقی رخ میدهد این لات تگزاس بوش پسر وقتی که به عراق آمد داخل نخست وزیری عراق یک لنگه کفش هدیه مردم عراق به او بود و این ترامپ بچه سوسول نیویورک که اصلاً جرات هم نکرده وارد چنین عرصههایی بشود این اتفاق به نظرم اتفاق بسیار بسیار مهم و اثرگذاری است و من پیشنهادم این است که دستگاههای مربوط به ویژه وزارت امور خارجه ما این روز را به یک مناسبت برای تحکیم پیوند دو ملت دو کشور و دو دولت ایران و عراق تبدیل کند، همانطور که به نظر من اتفاقی که در زمان ریاست جمهوری رهبر شهید در سفرشان به پاکستان افتاد باید به یک چنین رویدادی تبدیل شود زمانی که ایشان در حیات بودند و در جایگاه ریاست جمهوری بودند چنین استقبالی از ایشان در پاکستان شد و وقتی شهید شدند چنین استقبالی در عراق از ایشان شد و به نظر من این هم جایگاه و شأن رهبری و مقام ولایت را در میان ملتهای منطقه میتواند بروز و نمود بدهد و هم عمق راهبردی جمهوری اسلامی ایران را در سطح منطقه میتواند به وضوح به رخ بکشد و ما باید تلاش کنیم در ساحت دیپلماسی این داشتهها و این سرمایهها را نقل کنیم که به نظرم سادهترین آن این است که این دو سفر را چه به پاکستان و چه به عراق که یکی در زمان حیات و یکی در زمان شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی رخ داد را به یک مناسبت ماندگار بین دو ملت و دو کشور ایران و پاکستان و ایران و عراق انشاالله تبدیل کنیم.
نکتهای که به نظر من در پاسخ به سوال جنابعالی در مورد پیام رهبر انقلاب اسلامی میتوانیم به آن اشاره کنیم البته ابعاد مختلفی را رهبری معظم به آن پرداختند ولی یکی از محوریترین آن بحث وحدت بود که این تعبیر و واژه راهبردی اتحاد مقدس که توسط رهبر شهید ما سال گذشته از آن استفاده شد به نظر من یک کلید واژه بسیار راهبردی برای ساماندهی ساحت اجتماعی و راهبردی افکار عمومی ما بود در زمانی که ما با یک دشمن غدار روبهرو هستیم باید انسجام بین خودمان را بیش از گذشته تحکیم کنیم به نظر من یکی از عرصههای وحدت این است که زمینه وحدت باید فراهم شود، چون وحدت یک چیز تحمیلی نیست و باید از درون روندها و فرایندهایی که در میان افکار عمومی و مردم است بجوشد این ملت مبعوث شده یک ملت مسئول هم هستند یعنی خودشان احساس مسئولیت کردند که به این بعثت رسیدند؛ لذا بر اساس درکی وارد این مرحله شدند و برای اینکه این وحدت هم ادامه و استمرار پیدا کند و هم تحکیم شود باید این درک همچنان هم حفظ شود و هم ارتقا پیدا کند من خودم راستش در زمانهایی که فرصت کردم و توفیق داشتم در اجتماعات مردمی در میادین حضور پیدا کردم دیدم مردم واقعاً مملو از سوال، مسئله، ابهام، نکته، پیشنهاد و ابتکار هستند و این نشان میدهد که باید مراجع مسئول و ذیربط در کشور که حالا برخی در دولت هستند و برخی در ارکان دیگر هستند باید تامین کننده این نیاز به حق مردم باشند تا مردم با یک اغناء عمیق و یک اغناء فراگیر بتوانند این سامانه وحدت را از آن صیانت کنند و اگر این اتفاق خدای نکرده رخ ندهد دشمن از این رخنههای ابهام و نکات و عرصههای مجهول ورود پیدا میکند.
در ذهن افکار عمومی و برنامههای خودش را میتواند پیش ببرد پس یکی از عرصهها به نظرم آن نکتهای بود که رهبر شهیدمان هم بارها در مباحث و فرمایشاتشان هم بود بحث جهاد تبیین اینجا به نظرم مصداق عینی دارد که ما باید آن نیازها و مسائلی که مورد نظر مردم است را حالا به هر طریق مقتضی که مسئولین ذیربط تشخیص میدهند از طریق رسانههای گروهی مانند صدا و سیما، فضای مجازی، از طریق حضور خودشان در این مجامع مردمی است باید بتوانند این را تا حد ممکن رفع کنند این یک عرصه است، عرصه دیگر وحدت که حضرت آقا روی آن تاکید داشتند وحدت مسئولان است یعنی هم وحدت بین مردم، هم وحدت بین مسئولان و هم وحدت بین مردم و مسئولان، آمریکاییها در این دوره اخیر به ویژه همین یکی دو روز اخیر توسط وزیر خارجه تروریست آمریکا گزافهگوییهایی در مورد ایران کرده یکی از بحثهایی که قبلاً هم مورد اشاره هم ترامپ تروریست و هم ونس بوده این بوده که آنها این طور القا میکنند که در ایران حداقل یک دوگانگی در حکمرانی وجود دارد اسم یک عده را میگذارند تندرو که مقابل آمریکا ایستادند و همچنان آن مسیر اصیل انقلاب اسلامی را ادامه میدهند آنها ادعا میکنند و نمیگویم این حرف آنها درست است ولی دارند القا میکنند و یک جریان دیگری هم است که آن جریان خواهان تعامل با آمریکا است حالا به تعبیر خودشان مثلاً نشانههایی دارند که این عده علائمی را برای آمریکاییها میفرستند که برای آمریکاییها این ذهنیت را پدیدار میکند که اینها با آن دستهای که آنها اسمش را تندرو میگذارند آنها با هم متفاوت هستند.
البته اعتقاد ما این است که ما یک حکمرانی یک دست داریم به ویژه در مسائل کلان راهبردی، به ویژه در عرصه خارجی، به ویژه در موضوع آمریکا، به ویژه در مسائل مربوط به جنگ و صلح این نگاهی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی دارند و همه از آن تبعیت میکنند و هم این شأن شرعی ولی امر است و هم شأن قانونی رهبر انقلاب است و در چارچوب ساختار قانونی کشور ما هم این جا افتاده است ولی آنها دارند این را به دروغ القا میکنند که چنین دوگانگی وجود دارد و میخواهند از این القاء دوگانگی ماهی شیطنت و فریبکاری خودشان را برای ایجاد اختلاف در میان مسئولین ما و پیشبرد برنامههای خودشان استفاده کنند، اینجا به نظرم لازم است که همه مسئولان ما بر این یگانگی و همسویی و یکپارچگی ذیل پرچم رهبری در موضوعات مهم به ویژه در موضوع آمریکا تاکید و تصریح کنند و اگر واقعیت ندارد که به نظر من واقعیت ندارد و آمریکاییها و دشمنان ما دارند القا میکنند ولی ما باید با اهتمام و تبیین گفتاری و رفتاری این ادعای دروغ آنها را باطل کنیم و اجازه ندهیم که آنها از این فضاسازی بتوانند در افکار عمومی ما رخنه کنند که بله چنین دوگانگی در میان مسئولان یا عدهای که در عرصه حکمرانی هستند وجود دارد و اینجا هم به نظر من باز وظیفه جدی برای مسئولان ما وجود دارد تا بتوانند از این مسئولیتی که رهبری معظم انقلاب بر دوششانها گذاشتند برای تحکیم وحدت از این مسئولیت سربلند بیرون بیایند و بتوانند این رسالت را به خوبی انجام بدهند که اگر ما حداقل این دو عرصهای را که عرض کردم یکی تبیین در میان مردم توسط مسئولان و یکی رفع شبهه و ابهام در میان مسئولان برای القائات دروغی که آمریکاییها میکنند این میتواند هم پایههای وحدت را هم گسترش بدهد و هم تحکیم کند.
سوال: پیام ایشان راجع به وحدت به نظرم خیلی صریح، شفاف، روشن و بدون نیاز به هرگونه تفسیری است، چون بعضاً دیده میشود برخی این پیام را به سمت خودشان تفسیر میکنند و مثلاً میگویند که نه اگر ایشان راجع به وحدت صحبت کرده وحدت مد نظر ایشان این بوده آن اختلافهایی که گفتند مثلاً راجع به این مسائل است به قولی حاشیههایش کنارش میگذارند که اصلاً این حاشیهها هیچ ربطی به محتوا و مفهوم کلی پیام ندارد.
باقری کنی: نکته دقیقی را اشاره فرمودید ببینید حضرت آقا در این پیام در مورد اینکه ما یک مفهوم واقعی به نام دشمن داریم تصریح دارند و بعد در مورد دشمن که آمریکا هم است تصریح دارند که او هم نقض عهدهای مکرر کرده و هم زورگو است، تمامیت خواه است و وحشیگری میکند، دروغگویی دارد، غیر قابل اعتماد است، پلید است یعنی ویژگیهایی که آمریکا به عنوان دشمن و شیطان بزرگ دارد را حضرت آقا در جای جای این پیامشان تبیین میکنند لذا یکی از معیارها و شاخصهای وحدت برای اینکه آن شبههای که جنابعالی اشاره فرمودید پیش نیاید این است که ما در مقابل دشمن یک صف آرایی واحد داشته باشیم اگر ما تعریف از دشمن داشته باشیم به نظرم این صف آرایی محقق میشود بعضیها تلاش میکنند که آمریکا را دشمن یا شیطان بزرگ جلوه ندهند این به نظرم یک خطای راهبردی است میخواهند بگویند آمریکا یک قدرت بزرگ است در حالی که واقعیت این است که آمریکا، بله یک قدرتست و کسی آن را منکر نیست، آمار و شواهد متعددی وجود دارد، در اعصار مختلف قدرت است آمریکا، اما فراتر از این که یک قدرت بزرگ است، آمریکا هم دشمن بزرگ ملت ایران است و هم یک شیطان بزرگ برای جهان و ملتهای مستضعف است، این جاست که فاصله ایجاد میشود بین آمریکا و دیگر قدرت ها، آن قدرتها ویژگی دشمنی شاید با ملت ایران تا آن حد نداشته باشند و یکی هم بحث آن صفت شیطان بزرگ بودن که حضرت امام آن را به درستی بر آمریکا اطلاق فرمودند، لذا این نکتهای که شما فرمودید با این تبیینی که مقام معظم رهبری فرمودند در مورد دشمن، به نظر صف آرایی خیلی روشنی را بین ملت و دشمن شکل میدهد اگر ما این مسیر را طی کنیم، آن فاصلهها یا شکافهای احتمالی که به خاطر برداشتهای بخشی یا حزبی یا جریانی میشود، آنها پوشش داده میشود.
سوال: اگر موافقید بحث میدان با آن چه که در به ویژه در جنوب کشور اتفاق میافتد، بعد از امضای یادداشت تفاهم نقضی که از سمت آمریکا اتفاق افتاد و ناگفته نماند برخی هم در داخل اظهارات و تحلیل کردند از آن القائاتی که شما فرمودید، میخواستند القا کنند که این نقض از طرف ایران دارد اتفاق میافتد و میگویند ایران یک اقداماتی انجام میدهد که آمریکاییها متقابلا پاسخ ایران را میدهند ولی واقعیت این است که براساس آن یادداشت تفاهم به ویژه بند ۵ که در مورد تنگه هرمز صحبت میکند، هر کسی بخواند متوجه میشود که نقض از طرف آمریکایی اتفاق میافتد، آمریکاییها به دنبال چه سناریویی هستند و سناریوهای محتمل آمریکاییها با این تحرکاتی که انجام میدهند، چیست و از الان میشود مشخص کرد که چه هدفی را دنبال میکنند؟
باقری کنی: نقض صرفا منحصر در موضوع تنگه هرمز نبود که از سوی آمریکاییها انجام شد، آمریکاییها در مورد آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران هم اقدامی انجام ندادند آمریکاییها در مورد توقف آتش و آتش بس در لبنان هم تعهدشان را انجام ندادند و از موضع استکباری ترامپ و حتی یک بار ونس این جوری القا کردند که بله خاورمیانه یک جایی است که وقتی میگویند آتش بس به معنی توقف مطلق آتش نیست؛ که مثلا خاورمیانه یک جایی است که مثلا تعبیرشان این بود که انسانهای متمدن نیستند که توقف آتش و شاید باید تیغ هم نمیگذارند ولی با چاقو، یک همچین تعبیری، این عبارت را به کار نبردند ولی تعبیرش همین است، در صورتی که همچنین چیزی نیست، در هرجایی از دنیا وقتی گفتند آتش بس، باید آتش بس شود، نقضی شود آن طرف ناقض باید پاسخگو باشد و نمیتواند از زیر بار مسئولیت فرار کند، آمریکاییها اولا نقض شان متمرکز بر این مسئله بود، دوم این که آمریکاییها یک شیوهای دارند و این شیوه شان هم در موارد قبلی از جمله دوره برجام هم این را اعمال میکردند، آنها یک تفاهم و یک توافقی میکنند و بعد یک زیاده خواهی دیگری را مطرح میکنند، یا این زیاده خواهی از قبل توی ذهن شان بوده، میگذارند برای این مقطع، یا آن موقع به ذهن شان میآید، تفاوتی نمیکند.
یک زیاده خواهی را مطرح میکنند و با ابزارهایی که دارند، الان با ابزار جنگ و ابزار نظامی، قبلا با ابزار تحریم، الان تحریم هم است و جنگ است، آن را میآید طرف مقابل که ما هستیم تحت فشار قرار میدهند، میگویند آن چیزی که ما میگوییم بپذیرید یا ما ازاین ابزار فشارمان استفاده میکنیم و ما را دوباره وارد در یک فرآیند مذاکراتی دیگر میکنند، در فرآیند مذاکراتی جدید یعنی ما این جور مخیل میکنند که یا آن فشار و زور را تحمل کند و ما ادامه میدهیم و اگر نمیخواهید بیا دوباره پشت میز بشینید بعد از آن تفاهم نامه پشت میز که میشینید، وارد بحث میشوند و میگویید من صد را میخواهم، وارد بحث میشوند مثلا هفتاد را به آن میدهید و سی را نمیدهید و یک توافق دیگری به عنوان مکمل شکل میگیرد.
آن وقت او این زیاده خواهیش را همین طور ادامه میدهند، یک اتفاقی که این دفعه افتاد آمریکاییها میخواستند همین زیاده خواهی را به این ترفند ادامه دهند، این جا این بلاهت راهبردی آمریکا باعث شده که ریسک پذیری ایران برای ایران بی هزینه شود و ایران جدی در مقابل آمریکا در مورد نقض عهدش در مورد تنگه هرمز دوباره بیاید که دوباره بیاد یک سازوکار جدیدی علاوه بر آن چیزی که توافق شده، دوباره با ایران به نتیجه برسد، ایران زیر بار این نرفت و هوشمندانه در مقابل آمریکا ایستاد.
این نکته بسیار مهمی است، اما یک نکته مهمتر بحثی که ایران در مورد تنگه هرمز، بحث رفتن و آمدن یک کشتی یا پرداخت یک دلار یا ده میلیون دلار یا کمتر یا بیشتر توسط این کشتی و آن کشتی نیست، بحث امنیت ملی، حاکمیت ملی و تحکیم مولفههای قدرت برای هر کشوری در دنیا یک مسئله اساسی است وقتی که یازده سپتامبر اتفاق میافتد، آمریکاییها همه چارچوبها را زیرپا میگذارند و میآیند به افغانستان حمله میکنند، بعد هم هر کسی به آنها حرف میزند، که امنیت ملی ما مخدوش شده، مرکز تلیاردی جهانی این جور شده و این همه آدم کشته شد، یا این وحشی گری که صهیونیستها بعد از هفت اکتبر انجام دادند، یک قتل عام وحشتناکی را در غزه انجام دادند، زن، بچه، کودک، تخریب که بعید میدانم در طول تاریخ هیچ کدام از سفاکان جنایتهایی که صهیونیستها در طول دو سال در غزه انجام دادند، کسی انجام داده باشد و تا کسی به آنها میگفت، میگفتند نگاه کنید جنایت اتفاق افتاده، یا همین الان کشور همسایه ترکیه، بخشهایی از خاک سوریه و عراق در اختیارش است، هر کسی که با آن صحبت میکند، میگوید این جا امنیت ملی مخدوش شده باید من حفظ کنم.
کاری ندارم که این کار درستست یا غلط آن بحث دیگرست، ما قبول نداریم هر کشوری تمامیت ارضیش باید از آن صیانت شود، نمیشود هر کس دیگر بیاد کشور دیگر را اشغال کند، ولی این کار شده، اتفاقی که در مورد جمهوری اسلامی ایران افتاد این بود که در ۹ اسفند ۱۴۰۴ آمریکاییها یک جنایت بزرگ رقم زدند، تجاوز به جمهوری اسلامی کردند، حاکمیت ملی ما را نقض کردند، تمامیت ارضی ما نقض کردند، نماد ملی، مذهبی، دینی، فرهنگی و عالی ایران و ملت ایران را ترور کردند، رهبر شهید انقلاب اسلامی را، مسئله تنگه هرمز از این منظر برای این مهم است چرا، چون از این معبر بود که آمریکاییها پایگاههای خودشان را در کشورهای منطقه تاسیس کردند، تجهیز کردند، تقویت کردند و بعد یک حملهای را علیه کشور عزیز ما سامان دادند.
آیا عقل همچین اجازهای را به ما میدهد که ما همچین فرصت دیگری را به آمریکاییها بدهیم، قطعا نه، ما از هر ابزاری ممکن باید استفاده کنیم که اجازه ندهیم که آمریکاییها همچین خطایی دیگری را علیه ما تکرار کنند، لذا مسئله تنگه هرمز یک مسئله ملی برای ماست، یک مسئله حاکمیت ملی و امنیت ملی است و تنگه هرمز یک مولفه قدرتست، آمریکاییها میخواهند این ابزار را از ما بگیرند، آمریکاییها وقتی که تجاوز آنها انجام گرفت و جنگ صورت گرفت و جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح ما که در طول این دوره جنگ از ۹ اسفند به این طرف باید اذعان کنیم که فرماندهان نیروهای مسلح و ارکان مختلف نیروهای مسلح، چه سپاه، ارتش و در راس شان قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) اینها هوشمندانه و مدبرانه هم راهبرد دقیق نظامی و هم تاکتیک و تکنیکهای دقیق نظامی را به کار بردند که قدرت ما به رخ دشمنی که خودش را بزرگترین قدرت نظامی دنیا میداند، کشیده شد و مجبور شد که این جریان جنگ بیاد پای میز مذاکره و و و که نمیخواهم بپردازم الان، این توان نظامی در آن جا، در تنگه هرمز وقتی آمریکاییها این خطا را مرتکب شدند به رخ کشیده شد، ما این ابزار را رو کردیم، بعد از این دوره، بعد از ۹ اسفند ۱۴۰۴ هیچ توجیهی برای جمهوری اسلامی ایران و حاکمیت جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد که نسبت به این عرصه که ممکن است باز تهدید دیگری متوجه جمهوری اسلامی ایران شود، تسائل و تسامح کند، لذا جمهوری اسلامی ایران که در این مقطع آمدند نقض کردند تعهدشان و تصور میکردند که میتوانند یک فریبکاری انجام دهند و با آن فریبکاری یک ترفندی علیه ما اعمال کنند به زعم خودشان مثلا یک چارچوب جدیدی را بر ما تحمیل کنند، جمهوری اسلامی ایران هوشمندانه رکب زد به آنها و جلوی آنها ایستاد و اجازه نداد که آنها از این عرصه سوء استفاده کنند من بحثم این است که مسئله امنیت ملی، حاکمیت ملی ما یک مسئلهای است که برای همه دنیا قابل فهم است و ما به هیچ وجه نباید و نمیتوانیم اجازه دهیم که دوباره همچنین تهدیدی علیه جمهوری اسلامی ایران شکل بگیرد.
یک نکته دیگری که آمریکاییها به عمد به کار میبرند و قطعا هم غلط است، این است که از تنگه هرمز به عنوان یک آبراه بین المللی استفاده میکنند، به هیچ وجه آبراه بین المللی نیست، بله این منطقه، یک منطقهای است که یک ژئوپلیتیک متراکم است، ما تراکم ژئوپلیتیک داریم دراین منطقه، نفت، گاز، غذا، ترانزیت، پایگاههای نظامی، فلسطین و و و، یک مجموعهای از عرصهای ژئوپلیتیک این جا با هم جمع شده، اگر بحران در یک عرصه اش رخ دهد، این بحران به عرصههای دیگر تسری پیدا میکند، آمریکاییها تصورشان این بود که به جهت قدرتی که دارند، سلطه و سیطرهای که به زعم خودشان براساس توانمندی نظامی دارند، میتوانند این بحران در آن عرصه ژئوپلیتیک مدنظر خودشان محدود کنند، ایران با ابتکاری که با محوریت و هوشمندی نیروهای مسلح ما بود، این بازی فکری آمریکاییها را بهم زد و در صحنه عمل این بحران را به عرصههای مختلف ژئوپلتیک در منطقه سرایت داد، آمریکاییها دیدند در یک جبهه به ما حمله کردند، ولی در چند جبهه دارند ضربه آنها وارد میشود، هم درنفت، گاز، هم در پایگاههای نظامی شان، هم در عرصه کشاورزی و غذا، هم درعرصه ترانزیت، این ضربات به آنها وارد میشود، در حالی که به زعم خودشان در این عرصه به ما ضربه زدند، الان آنها میخواهند ارزیابی شان این است که اهرمی که جمهوری اسلامی ایران توانست بازی را علی رغم قدرتی که آمریکا مدعی است، دارد، به ضرر آمریکا رقم بزند و بحران از یک عرصه ژئوپلیتیک به بقیه عرصههای ژئوپلتیک در منطقه تسری بدهد و آمریکا را در موضع انفعالی قرار دهد.
میخواهند آن اهرم را از آن بگیرند، غافل از این که ایرانی که این ضربهای را دیده و رهبریش در این عرصه ترور شده و جنایتهای دیگری که آمریکاییها علیه ملت ایران انجام دادند آنها را با همه وجود درک و لمس کرده قطعا اجازه نخواه داد که این ابزار از دستش خارج شود، ما الان یک عرصه راهبردی تعیین سرنوشت را در این مقطع داریم ولذا باید با جدیت و با اهتمام و با قاطعیت در این عرصه ورود پیدا کنیم، هیچ گونه تسامحی در این عرصه از سوی ما نه اعمال خواهد شد و نه قابل پذیرش است که اعمال شود، چون آمریکاییها که در بازی جنگ و نبرد باختند، میخواهند در این بازی ژئوپلیتیک به زعم خودشان برنده شوند، با توجه به ابزارهای منطقی و هم میدانی که جمهوری اسلامی ایران در اختیار دارد قطعا به آمریکاییها اجازه نخواهند داد که بتوانند آن ذهنیت خودشان و آمال و امیال خودشان را در این عرصه محقق کنند.
سوال: الان میشود پیش بینی راجع به سناریوهای آمریکاییها داشت با این نوساناتی که در چند روز گذشته که در بعضی روزها اوج حملات میرسید و شدت میگرفت و بعضی روزها ضعیفتر بود، یک نوسان فراز و فرودی داشت، میشود پیش بینی کرد که آنها چه سناریویی را دنبال میکنند، با توجه به این یک دستاوردی که درجنگ از دست نداده و محکم نگهش داشته و در دیپلماسی و مذاکره هم ثابت کرده که محکم نگه خواهد داشت، او چه سناریویی را برای ما پیش بینی کرده است؟
باقری کنی: این را اطلاعات که نداریم، ولی اگر بخواهیم تحلیل کنیم، آمریکاییها با توجه به هوشمندی که به ویژه در نیروهای مسلح ما دیدند، الان خیلی محتاطند که وارد عرصههایی شوند که برای شان ریسکهای جدی دارد.
سوال: منظورتان جنگ زمینی است؟
باقری کنی: هم جنگ زمینی و هم جنگهای دیگر یعنی الان شما وقتی که میبینید اینها اهدافی که دارند میزنند یک اهداف به اصطلاح در چهارچوب برنامه و پارادایم مشخص نیست ظاهرش این است که اینها دارند گزینههای مختلف را آزمون میکنند ببینند کدام گزینه بهتر برایشان میتواند جواب بدهد هرچند که به نظر من یک چشم هم آنها به این دارند که شاید در طول دادن این دوره تنش نظامی ما را وادار به نوعی انعطاف کنند، چون کاری که الان آمریکاییها دارند میکنند از یک طرف دارند فشار نظامی میآورند و از یک طرف التماس در عرصه دیپلماسی دارند قاعدتاً جمهوری اسلامی ایران این هوشمندی را دارد که به آمریکاییها که در هنگامی که دستشان روی ماشه است اجازه ندهد که روی میز مذاکره حاضر شوند، چون این به نفع آمریکا است که در حالی که دستش روی ماشه است پشت میز مذاکره هم بنشیند هر موقع در مذاکره کم آورد ماشه را بخواهد بچکاند یعنی یک فشاری را در عرصه سخت اعمال کند تا در عرصه نرم مذاکره بتواند دستاورد کسب کند آنها امیدشان به این است که بتوانند در این فضای تنش نظامی که ایجاد شده بتوانند باب مذاکراتی باز کنند که از جمع این دو بتوانند آن هدفی را که در این مقطع قبلی نتوانستند محقق کنند در هرمز در این مقطع بتوانند به آن دست پیدا کنند ولی به نظرم هوشمندی که طرف ایرانی دارد قطعاً به آنها اجازه نخواهد داد که اینها از آن دوگانه سوء استفاده کنند آنها باید یکی را انتخاب کنند اگر میخواهند مسیر پیش رو یک مسیر قابل دستیابی باشد اگر اینطور نباشد یعنی آنها بخواهند از هر دو استفاده کنند، چون طرف ایرانی این هوشمندی را دارد به نظرم آنها بر هدفشان نخواهند رسید و اینجا دچار ناکامی قطعاً خواهند شد.
سوال: خاطرم است آن موقع که آتش بس پذیرفته شد برخی مخالف بودند میگفتند در این شرایط ما نباید آتش بس را میپذیرفتیم و برخی این راهبرد را مطرح میکردند که اساساً مذاکره باید ذیل آتش اتفاق بیفتد یعنی مذاکره در حین جنگ باید اتفاق بیفتد که همان چیزی که جنابعالی اشاره فرمودید که آمریکاییها دنبالش هستند که اگر در مذاکره چیزی به دست نیاوردند در میدان فشار بیاورند که در مذاکره بتوانند دستاورد داشته باشند ایران هم با همین تاکتیک بتواند دستاورد داشته باشد آیا فکر میکنید خیلی جواب نمیدهد یعنی باید متوقف بشود و بعد باید وارد مذاکره شویم.
باقری کنی: نه، آن عرصه که شما اشاره فرمودید آن موقع جنگ ادامه داشت الان جنگ متوقف شده آمریکاییها دوباره جنگ را شروع کردند آمریکاییها، چون در عرصه هرمز ناکام شدند جنگ را شروع کردند برای اینکه بتوانند باز در مذاکره آن دستاورد را برای خودشان کسب کنند لذا اینجا این ترفند آمریکاییها است آن بحثی که جنابعالی اشاره فرمودید این است که ما در مسیری که در طول جنگ تحمیلی سوم داشتیم نظر برخی بر این بود که ما نباید اجازه بدهیم که با توقف آتش آمریکاییها شرایطی را تثبیت کنند که آن تثبیت شرایط دست ما را در عرصه مذاکرات ببندد، چون بالاخره در میدان کرّ و فرّ وجود دارد حالا کر و فر تسخیر زمین وجود نداشت ولی کرّ و فرّ راهبردی وجود داشت در میدان مبارزه در اینجا آن وقت ما میتوانستیم، چون رژیم هم در میدان بود آن وقت یعنی میدان مبارزه ما میدان وسیعتری بود که ما با رژیم نه صحبتی داریم نه کاری داریم و نه به رسمیت میشناسیم آن یک بحث دیگر است؛ لذا عرضم این است که آن نگاه در مدار این بود که ما بتوانیم از ظرفیت میدان برای پیشبرد نگاه خودمان استفاده کنیم الان آمریکاییها میخواهند چنین استفاده ابزاری را بکنند که قطعاً نباید به آنها اجازه داد.
سوال: یعنی نمیخواهند جنگ را متوقف کنند و در عین حال مذاکره را هم شکل بدهند و فکر میکنید ما دوباره به این مسیر دیپلماسی برمیگردیم و اگر برگردیم در چارچوب همان تفاهمنامه باز ادامه خواهیم داد یا پارادایم و چارچوبش متفاوت خواهد بود، چون برخی مهمانانی که در این استودیو آمده بودند تعبیرشان این بود که مثلاً چارچوبی که در مذاکرات داشتیم مثلاً ژانرش برجامی بود الان باید ژانر را متفاوت کرد، ژانر مقاومت کرد و القابی از این دست، کاری به این تعابیر ندارم میخواهم بگویم آیا آن اصول و چارچوب همانی است که تحت عنوان اسلام آباد شناخته میشود با همان پیش خواهیم رفت یا ممکن است تغییر کند یا اصلا مسیر دیگری را خواهیم رفت؟
باقری کنی: این به نظرم یک بحث مبنایی است که ما در این عرصه به ویژه بعد از جنگ، چون ببینید ما سیر مذاکراتی با آمریکاییها داشتیم وقتی که مذاکرات سال گذشته در اواخر فروردین و اردیبهشت مذاکرات که شکل گرفت ما بعد از یک فضای تهدیدی آمریکا مذاکرات را شروع کردیم فضای تهدیدی هم یکی روی کار آمدن ترامپ بود و یکی دستور ریاست جمهوری بود که یک سری چارچوبهایی را تنگ کرده بود و یکی هم نامهای که به رهبر شهید انقلاب اسلامی فرستاده بود ترامپ که در آنجا هم تقریباً حالت تهدید داشت که مثلاً دو ماه فرصت است، این در آن فضا شکل گرفت در مذاکراتی که در پاییز شکل گرفت که سرانجامش به اسنپ بک منتهی شد آنجا هم در یک فضای تحلیلی باز بود که اگر شما این کار را بکنید یا نکنید مثلاً ما این کار را میکنیم که تهدید اسنپ بک را هم آمریکاییها و اروپاییها بالا سر ما داشتند مذاکراتی که قبل از جنگ تحمیلی سوم هم بود باز آن هم در فضای تهدیدی بود، اما مذاکراتی که بعد از جنگ تحمیلی سوم شکل گرفت به نظر من مذاکراتی بود که در یک فضای جدید نسبت به آن سه مذاکره قبلی بود دلیل آن هم این بود که این مذاکره بعد از یک پیروزی هم در نبرد و هم در راهبرد جمهوری اسلامی ایران انجام شده بود.
لذا یک نکته بسیار مهمی که وجود دارد این است که ما باید دیپلماسی مان بر اساس دستاوردهای میدان خودش را سامان بدهد و چارچوب تعیین کند و برنامهریزی کند، طراحی و هدف گذاری کند ما نیاز به یک تحول در نگاهمان در این عرصه داریم تا بتوانیم از داشتههای خودمان در میدان استفاده کنیم و با اتکا به آن بتوانیم میوهاش را در ساحت دیپلماسی بچینیم، عرضم این است که اگر مذاکرهای هم بخواهد در شرایط جدید شکل بگیرد قاعدتاً با توجه به ناکامیهایی که آمریکا در این مدت در این دوره داشته باید شکل بگیرد یعنی ناکامیهایی که آمریکا میخواسته اهدافی را ترسیم کرده و این اهداف را خودشان اذعان کردند که به آن نرسیدند الان هم باز همینطور است و قاعدتاً ما اجازه نخواهیم داد که آنها به خیالی که دارند در مورد تنگه هرمز دست پیدا کنند و اگر مذاکرهای شکل بگیرد قاعدتاً بعد از این ناکامی خواهد بود لذا باید دیپلماسی ما در قامت میدان نظامی ما که توانستهایم موفقیتها را توسط فرماندهان و مسئولان عالی رتبه نظامی عزیز محقق کند بتواند خودش را همراه آن کند تا آن اهداف و چارچوبهایی که مد نظر است و اهدافی که میتواند تامین کننده هم منافع ملی ما باشد و هم امنیت ملی ما باشد و هم تضمین کننده عدم تکرار چنین تجاوز دیگری از سوی آمریکا و رژیم باشد باید بر آن اساس آن را سامان بدهیم.
سوال: برخی معتقدند آن پنج شرطی که در یادداشت تفاهم یعنی بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ که گفته میشد اینها شروطی است که باید محقق شود و بعد وارد مذاکره شویم که تا همین الان هم گفته میشود ما اساسا وارد مذاکره نشدیم آنچه اتفاق افتاد گفتوگو بود برای تحقق این شروط که بعد وارد مذاکره شویم الان یک عده معتقدند که ما پیش از اینکه اصلاً تفاهم نامهای حتی امضا شود و بعد آن پنج شب محقق شود یعنی پول بلوکه شده باید آزاد بشود بیاید در حساب، توقف جنگ حتماً باید اتفاق بیفتد در همه ساحات با آن پنج شرطی که وجود دارد و بعد تازه تفاهمنامه امضا بشود که بعد راجع به باقی مسائلش صحبت کنیم یک چنین پیشنهادهایی هم مطرح میکنند منظورم این است که آیا دیپلماسی که حالا در ادامه جنگ دیپلماسی هم بخشی از جنگ است امروز تعبیری را سخنگوی وزارت امور خارجه به کار بردند ایشان تعابیر جذاب و جالب و دقیقی را به کار میبردند گفتند که آقای سید عباس همان کاری را میکند که آقای سید مجید میکند یعنی آقای عراقچی همان کاری را میکند که فرمانده هوافضای سپاه در میدان انجام میدهد و همه اینها در یک راستا است منظورم این است که آیا بنا است که این چارچوب دیپلماسی به این معنا تغییر کند یا همان ریل گذشته برای احیای تفاهم اسلام آباد پیش خواهد رفت.
باقری کنی: ببینید دیپلماسی، خودش که موضوعیت ندارد دیپلماسی یک ابزاری است برای تحقق اهداف سیاست خارجی یا اهداف امنیت ملی لذا این ابزار باید خودش را منطبق کند با شرایط، با وضعیت خود ما وضعیت طرف مقابل، وضعیت محیط بینالمللی، وضعیت هم پیمانان ما، وضعیت دوستان ما یعنی مجموعه اینها است و این هوشمندی و اصلاً هنر دیپلماسی در اینجا است یعنی دیپلماسی یک سرمشق نیست که قابل تکرار باشد در همه ادوار در همه مذاکرات و برای همین است که نقش بسیار تعیین کننده دارد دیپلماسی درسرنوشت موضوعات اساسی از جمله جنگ ها، این نکتهای که شما اشاره کردید، نکته صددرصد درستی است که ما باید دیپلماسی مان به تناسب نیازها و اقتضائات و شرایطی که داریم باید خودش را تطبیق دهد تا بتواند آن اهداف را محقق کند، به ویژه که ما در عرصه میدان نظامی توانستیم چیزهایی در حد معجزه رقم بزنیم، آمریکایی که مدعی قدرت اول نظامی دنیاست، این در مقابل ما به بن بست خورده و این یک واقعیتی است، الان که هم این کارها را انجام میدهد، این تجاوزگریها را انجام میدهد که همه اش محکوم است و باید تقبیح شود و باید به آن پاسخ قاطع باید داده شود، نه حالا صرفا پاسخ تاکتیکی موردی نه، باید یک پاسخ جامع نیروهای مسلح ما به آمریکاییها داده شود، تا متوجه شوند که این طوری نمیتوانند با امنیت ملی و تمامیت ارضی ما بازی کنند، این رویکرد و قامت رشیدی که از نیروهای مسلح به آمریکاییها و دنیا عرضه شده، در کنار و پشت آن باید دیپلماسی باشد که این دیپلماسی بتواند این سرمایه واقعی و عینی که برای آن سالها زحمت کشیده شده و خون دلها خورده شده بتواند نقدش کند در عرصه سیاسی.
سوال: در این شرایط میتوان پیش بینی برای آینده داشت که در روزها، هفتهها و ماههای آینده چه اتفاقاتی احتمال رقم خورد، میشود پیش بینی به لحاظ تحلیلی داشت؟
باقری کنی: بستگی به رفتارهای ما و رفتارهای طرف مقابل دارد، نمیشود، من پیشگو نیستم که بتوانم پیشگویی کنم، ولی استقامت و جدیت و قاطعیت ما در صیانت از دستاوردهای جنگ تحمیلی سوم که محوریترین آن بحث تنگه هرمزست، سرنوشت دوره پیش رو را تعیین میکند اگر ما این جدیت و قاطعیتی که نیروهای مسلح ما داشتند، برای صیانت از این مولفه قدرت ما، بعضیها یک مقداری کم توجهی میکنند به موضوع تنگه هرمز، تنگه هرمز صرفا یک ابزار نیست، تنگه هرمز یک مولفه قدرت ماست، ما مولفه قدرت مان هیچ گاه از دست نخواهیم داد و از دست نمیدهیم، این اقداماتی که الان دارد انجام میشود برای صیانت از این مولفه قدرت، این مولفه قدرت را هم به آن عینیت بیشتری میبخشد و هم میتواند اثربخشی آن را برای پیشبرد برنامههای مان بیشتر کند.
سوال: عدم مداخله مستقیمی رژیم صهیونیستی یا کنار گذاشتن رژیم صهیونیستی دراین مقطع را دلیلش را چی میدانید؟
باقری کنی: ما کنار گذاشتیم؟
سوال: این که گفته میشود آمریکاییها اجازه مداخله فعلا در این جنگ الان ندادند، رژیم به نوعی کنار گذاشته شده؟
باقری کنی: مناسباتی که آمریکاییها با رژیم دارند و چارچوبهایی که آمریکاییها برای رژیم تعیین کرده و میکنند در مواجهه با ما یک نقش اساسی و اصلی در این زمینه دارد، این قاعدتا یک مسئله مهم است، شاید این مسئله باشد که صهیونیست سال هاست که به دنبال این هستند که آمریکاییها را به یک همچین باتلاقی بیاندازند و شاید هم بدشان نیاد که خودش نظاره گر باشند تا آمریکاییها این جا به یک همچین وضعیتی دچار شوند.
سوال: بعد از این جنگ رمضان تغییر رویکرد در کشورهای به ویژه همسایه و منطقه نسبت به جمهوری اسلامی ایران شاهد بودیم یا همچنان بر همان مدارند؟
باقری کنی: اقداماتی که بعد از ۹ اسفند رخ داد که در راس آن رشادتها و اقدامات قهرمانانهای بودکه نیروهای مسلح ما رقم زدند و خیلی از ذهنیتها را پاک کردند، یک وضعیت شاید بشود گفت غیر قابل پیش بینی را در ساحت جهانی در مورد ما ایجاد کرد یکی بحث کشورهای منطقه بود، یکی وضعیت متحدین ما بود، یکی عدم همراهی اروپاییها با آمریکا بود، اروپاییها با ما در موضوعات مختلف اختلاف دارند و حتی تقابل دارند، ولی دراین عرصه با آمریکاییها همراهی نکردند، حتی متحدین نزدیک اروپایی آمریکا یک همراهیهایی کردند ولی آن همبستگی و هم افزایی که قبلا در جنگهای عراق و افغانستان داشتند اصلا در این عرصه نشان ندادند اختلافی که بین کشورهای حوزه خلیج فارس رخ داد و همین طور فاصلهای که بین رژیم و آمریکا ایجاد شد، اینها یک دستاوردهای واقعی میدان داری جمهوری اسلامی ایران در صحنه مواجهه سخت با آمریکاییها بود، در کشورهای حوزه خلیج فارس به طور مشخص این کشورها شورای همکاری خلیج فارس اینها سالها، دهههای پیش ایجاد کردند برای این که یک همسویی و هم افزایی بین خودشان ایجاد کنند ولی در قضیه جنگ اینها نه تنها این ابزار به کار نیامد، بلکه حتی اینها بین شان فاصلههای زیادی ایجاد شد.
در این مقطع است که امارات از اوپک خارج میشود و اقدامی راهبردی انجام میدهد، یک اقدامی کوچکی نیست، موضوع نفت برای کشورهای منطقه ما مسئله مهمی است، اوپک یک سازوکاری است که این کشورها را با هم همسو و هم افزا میکند، برای حضور در میدان جهانی هم بازار نفت و هم قیمت نفت این اتفاق در آن جا رخ داد، تدبیر ایران در این عرصه خیلی مهم بود، ما در این مقطع دولت ما اقدامات خیلی برجستهای انجام داد که توانست فضا را به گونهای مدیریت کند که این چندگانگی بین این کشورهای این حوزه و یا هم افزایی بین دوستان و متحدین ما با جمهوری اسلامی ایران شکل بگیرد، هر چند تاکید میکنم ریشه این رشادتهای نیروهای مسلح و تدابیر هوشمندیهای فرماندهان نظامی ما بود.
در مقطع پیش رو ما باید برنامه مشخصی برای همه کشورهای همسایه مان به ویژه کشورهای حوزه خلیج فارس داشته باشیم برای دوره پساجنگ، البته دوره پساجنگ منظورم دوره پس از پایان جنگ نیست، دوره پس از آغاز جنگ است، به هرحال بعد از شروع این جنگ بعد از ۹ اسفند در سال ۱۴۰۴ وارد مرحله جدیدی شدیم و این مرحله قابلیت بازگشت به قبل نخواهد داشت، برای دوره جدید باید چارچوب مشخصی برای کار با تک تک این کشورهای حوزه خلیج فارس داشته باشیم، تدابیری اندیشیده شده و کارهایی هم در حال انجام است.
این جنگ..جنگ سرنوشت ایران است..و هرکس در آن سستی و تردید و اخلال ایجاد نماید..بی تردید خائن و در جبهه دشمن است..و ایران تا نیروگاههای برق شیوخ خلیج فارس را نزند ..جنگ بنفع ما متوقف نخواهد شد.